همیشه علت ساده ای وجود دارد!



چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک
تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع
ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.

این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با
مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر
در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت
درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان
متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث
و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه
قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر
شوند.
در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند،
بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...
دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون ‌» نظافتچی پاره وقت
روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات  را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد ومشغول کار شد ..!!




ایرج دودانگه ; ۸:۳٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٩

 

 



Dear Mr. Hamilton,
Hello sir, I am your servant, very  very much.   I am writing to you because all the  way to the handle of the knife has reached my bone. My hands grab your skirt, Mr. Hamilton; please reach my scream, Mr. Hamilton, from the hands of this man, Tom. I don't know what a wet wood I have sold him that from the very first day he has been pulling the belt to my lift, with all kinds of cat dancing, he has tried to become the eye and the lamp of  Mr. Wilson. He made so much mouse running that finally Mr. Wilson became donkey, and appointed Mr. Tom as his right hand man, and told me to work under his hand .
  Mr. Wilson promised me that next year he wouldmake me his right hand man, but my eye does not drink water, and I knew that all these were hat play, and he was trying to put a hat on my head. I put the seal of silence to my lips and did not say anything. Since that he was just putting watermelon under my arms,  Knowing that this transfer was only good for his aunt, I started begging him to forget that I ever came to see him and forget my visit altogether. I said you saw camel; you did not see camel ... But he was not coming down from the back of devil's donkey. What headache shall I give you; I am now forced to work in the mail
 house with bunch of blind, bald, height and half height people. Imagine how many times my ass has burnt.

 Now Mr. Hamilton, I turn around your head. You are my only hope and my back and shelter.... I swear you to the 14 innocents, Please do some work for me.that you will see savab I mean good  wages in the
 resurrection day. I'll grab your skirt,.. I have six head bread eaters.
 I kiss your hand and Leg


 



 تصاویر زیر بر اثر خطای چشمی دگرگون شده و بصورتی شگفت انگیز بنظر میرسند .
مربعهای قرمز بالا و پایین X یکرنگ هستند!





دایره های میانی هر دو یک اندازه هستند




خطوط زیرکاملا موازی همدیگر هستند




تصویر زیر یک جسم است یا 2 جسم؟




در محل تقاطع مربعهای زیر تنها دایره های سفید وجود دارند !




جریان آب در 3 رود زیر تنها توسط پس تصویرهای چشمان شما پدید آمده !




چرخهای دوار ! بـه نقطه وسط خیره شوید و سرتان را جلو و عقب ببرید چرخها به حرکت در میایند !!!




یک تصویر بسیار حیرت آور ...


مربع های تاب برداشته ! امـا هیـچ خط منــحنی در تصویر زیر وجود ندارد! میتوانید با خط کش امتحان کنید !




چرخ دنده های دوار! چـشمـانـتان را به روی تصویر حرکت داده تا چرخ دنده ها به حرکت درآیند !!!





تصویر زیر یک مکعب است و یا گوشه یک دیوار !





در تصویر زیر تنها دایره وجود دارد اما شما آنها را پیوسته و مارپیچ میبینید





به دایـره میانی خیره گردید پس از چندین ثانیه خواهید دید که بتدریج سایه های اطراف ناپدید میگردند !!!



شگفت انگیز ترین تصویر موجود !
به وسط این دایـره به مدت 2 دقیقه خیره گردید بتدریج خواهید دید که هاله ای آبی رنگ پیرامون دایره شروع به درخشیدن میکنـد!! الـبته بتدریـج چشمانتان را از صفحه مونیتور فاصله دهید تا هاله بزرگتر گردد .

 

پنجره زیر به سمت چپ است یا راست؟ !






بنای زیر دارای چند ستون هستند !




تصویر زیر یک پل طویل است و یا چندین کشتی؟ !




ایرج دودانگه ; ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٩ آبان ،۱۳۸٩